محمد تقي جعفري

210

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

ما سخنى قابل گفتن با چنين شخصى نداريم . انسانها با اين مديريّت و مقاومت در برابر عوامل جبرى مخرّب است كه در گذرگاه قرون انواعى بىشمار از ابعاد و سطوح طبيعت را شناخته و خود خويشتن را در آن ابعاد و سطوح گسترده است ، به نحوى كه گوئى طبيعت ساختهء خود اوست و نيز انسان در اين گذرگاه بس طولانى با انواعى از روابط با همنوعانش به زندگى خود ادامه داده است . آيا با چنين قدرت و فعّاليّت فكرى و عضلانى كه بشر را از آغاز تاريخ به موقعيّت كنونى رسانده است ، باز مىتوان گفت : انسان در بوجود آوردن تاريخ خود نقشى ندارد و عامل محرّك تاريخ مثلا محيط طبيعى او است يا عامل محرّك فعّاليّت جبرى غريزهء جنسى اوست ، يا عامل محرّك تاريخ كرات آسمانى هستند به نظر مىرسد اگر چه ابراز كنندگان اين گونه نظريّات ، قصد بيان واقعيّات را دارند و نمىخواهند خويشتن و ديگران را فريب دهند ، ولى اينان بدون توجّه انسان را سركوب مىكنند و او را آلت و ابزار بىاختيار عوامل جبرى كه از انسان كوچكترند مىنمايند . اگر انسان اسير محيط طبيعى و اجتماعى خويشتن بود ، آيا مىتوانست از غارهاى آغاز زندگى خود [ باصطلاح باستان شناسان ] بيرون بيايد و راهى كهكشانها شود و رهسپار اعماق اقيانوسها گردد و به ديار ذرّات بنياد طبيعت مانند الكترونها مسافرت نمايد حتّى كسانى كه مىگويند : تاريخ بشرى ساخته - شدهء مسائل اقتصادى است كه خود انسان را اجباراً اداره مىكند و كيفيّتهاى اوّليّه و ثانويّهء تاريخ او را مىسازد ، اگر چه در فلسفه و تفسير تاريخ با قصد واقع بينى وارد مىشوند ، ولى ناآگاهانه انسان را تسليم عوامل جبرى كه ساختهء خود او است ، مىسازند . يك مثال ساده و لطيفى مىتواند مقصود ما را در اين مورد توضيح بدهد : يكى زا اساتيد رياضيّات در جامعهء ما كه از طرح كردن مسائل شگفتانگيز خيلى لذّت مىبرد و شايد وا داشتن مردم به تعجّب را هدف اصلى زندگى خود قرار داده بود ، در يكى از سخنرانىهاى خود گفته بود : سلطهء كمپيوترها بر جوامع انسانى بحدّى شدّت پيدا خواهد كرد كه مردم حتّى